امواج شبهه| مختصات برنامه سازی در رسانههای تکفیری/ اسلام هراسی هدف اصلی است
خبرگزاری فارس- گروه رسانه: «امواج شبهه» سلسله میزگردهایی با همکاری خبرگزاری فارس و رادیو گفت و گو است که در آن به ماهیت، پشتپرده، اهداف و عملکرد رسانههای معاند فارسیزبان میپردازد؛ در قسمتهای قبل این برنامه روی موضوعاتی از قبیل ماهیتشناسی و هویت فکری رسانههای معاند فارسیزبان و مشی رسانههای سلطنتطلب، اهداف آنها و رفتارشناسی آنها پرداختیم. در این میزگرد هم با حضور «محمدصادق عرب» کارشناس مسائل رسانه و مدیرمسئول سایت خبری ـ تحلیلی تابناک و همچنین «مقداد زکیزاده» کارشناس مسائل رسانه و دبیر انجمن روزنامهنگاران مسلمان و مدیرمسئول خبرگزاری دانا به موضوع بررسی و رفتار رسانههای تکفیری علیه جمهوری اسلامی پرداختیم که در ادامه می آید:
**بحث امروز ما درباره رسانههای تکفیری است. شبکه رسانههای تکفیری عمدتاً مربوط به جریانهایی است که علیه جمهوری اسلامی و با نگاه انتقادی به مبانی شیعه وارد صحنه فعالیت شدند، هم فعالیتهای میدانی دارند که بعضاً حاصل آن را در جنگهای سالهای گذشته – مثلا در سوریه و عراق – دیدیم و هم به دلیل برخورداری از امکانات، پول و ثروت فراوانی که در اختیار آنها قرار داد میشود به سمت راهاندازی و استفاده از ابزارهای رسانهای، رادیو، فضای مجازی و شبکههای تلویزیونی رفتند. به عنوان اولین پرسش می خواهیم بدانیم که اساساً جریان تکفیری به چه جریانی گفته میشود و از نظر فکری دارای چه مختصات فکری هستند؟ آیا سابقهای خیلی دور از آنها داریم؟
عرب: ما در صدر اسلام جریان خوارج را داشتیم که تنها به ظواهر نگاه میکردند و صدمات و لطماتی را هم در ابتدای تشکیل حکومت اسلامی زدند ازجمله شهادت امیرالمومنین(ع). اینها در طول تاریخ بودند، حتی ما در ابتدای انقلاب اسلامی هم جریان فرقان را داریم که شهید مطهری را در ابتدای انقلاب اسلامی به شهادت میرسانند.
**وجه مشترک فرقان با خوارج چیست؟
عرب: همین صلب بودن، همین نگاه ظاهری داشتن به ظواهر دین و عدم تعمیق و عدم نگاه به ریشهها، عدم نگاه به اصولی که وجود دارد ، سطحینگری که خروجی این نگاه شهادت امیرالمومنین می شود، خروجی این نگاه دوران انقلاب اسلامی هم شهادت شهید مطهری میشود، جلوتر میآییم در ادامه این جریان، در منطقه به جریاناتی مانند داعش، القاعده میرسیم که اینها ادامه همین تفکر هستند.
زکیزاده: شما در هر برههای از تاریخ اگر برشهای کوتاهکوتاه داشته باشید، همیشه به جریانات و گروهکهایی تندرو برمی خورید. آقای عرب اشاره کردند که جریان خوارج در صدر اسلام که بحث جنگ نهروان را پیش آوردند، نمونه ای از جریانهای تکفیری بودند. در ادامه در تاریخ انقلاب خودمان که بررسی میکنیم، هم گروهک فرقان و هم سایر گروهکهایی که برخلاف مشی جریان انقلاب آمدند دست به بعضی از اقدامات و تندوریهایی زدند، بعد از انقلاب دیدیم همان جریان منافقین چه رویهای را در پیش گرفتند و پرچم همه اینها پرچم اسلام و قرآن و استفاده از نام خدا بوده و همیشه سعی کردند در یک پوششی که ظواهر آن اسلامی بوده، کار خودش را پیش ببرند؛ لذا این جریان نه تنها الان که فروغ داعش کمرنگ شده است، در آینده هم حتماً پیشرو خواهد بود و به همین دلیل حتماً لازم است بررسیهای دقیقی برای افکار عمومی صورت بگیرد که این جریانات را بشناسند، چون تجربه مردم در این حوزهها بیشتر شود و ما هر چقدر بتوانیم در حوزههای سواد رسانهای کارهای عمیقی انجام بدهیم حتماً به بینش عمومی مردم کمک میکند، چون این جریانات در حوزه رسانهای اقدامات زیادی کردند.
**ما این جریان را در تقسیمبندی بین شیعه و سنی، کجا میتوانیم ببینیم؟ یعنی میتوانیم بگوییم اینها سنی هستند یا شیعه هستند؟ درصورتی که نشانههایی خلاف هر دو داریم؟
عرب: در این صحبت به مصادیقی اشاره کردیم که این جریان هم در اهلُسنت و هم در تشیع وجود داشته و دارد و متاسفانه با توجه به قرائنی که وجود دارد، درحقیقت این اندیشه مثل یک قیچی عمل میکند که یک تیغه آن در سمت اهل تسنن و تیغه آن در سمت اهل تشیع است. اختلافات مذهبی هیچوقت به افتراق نمیرسد. یعنی این تفرقهای که ما در این جریانات میبینیم و معمولاً دنبال میکنند و روی آن سوار میشوند و روی موج این تفرقه خونها ریخته میشود و اتفاقات زیادی میافتد، اینها نمیتواند ریشه در اختلاف داشته باشد. ریشه اینها را باید در جای دیگر و مدل دیگری بررسی کرد. اینها حتماً وجوهاشتراک دارند. مانند یک قیچی که یک تکیهگاه دارد و دو لبه که عمل برش را انجام میدهد . اگر این جریان را به صورت کل مانند یک قیچی درنظر بگیریم، حتماً نقاط مشترکی دارند که ظهور و بروز آن در سمت اهل تشیع یا در سمت اهل تسنن، به صورت لبههایی درمیآید . لبه هایی که درنهایت با آن وجوه اشتراک، امت اسلامی یا جامعه اسلامی و جامعه ایرانی را دچار پارگی یا انشقاق میکند.
**مقام معظم رهبری یک جملهای دارند که میگویند “تکفیریها نه اهل سنت هستند و نه اهل شیعه” این جمله یعنی چه؟
زکیزاده: اگر یک بررسی داشته باشیم میبینیم که یک جریان سومی از بعضی از اختلافات قرار است نفع ببرد. مثلاً ما و برادران اهل سنت، که با آنها در خیلی از موارد مشترکات فراوانی داریم، الان در کشور داریم در کنار هم زندگی می کنیم. مشکلی وجود ندارد و آنها مشی خودشان را دارند و شیعیان هم مشی خودشان را . ولی جریان سومی که از بعضی از اختلاف منتفع میَشود، سعی در تزریق تندروی دارد. نباید سلفی و تکفیریها را در سمت برادران اهل سنت دید. اگر چه تکفیری ها مدعی هستند که دین و مذهبشان به جریانات سنی گرایش دارد ولی اصلاً اینطور نیست. شما بررسی دقیق کنید، اسلامشناسان و کسانی که در این حوزه تخصص بهتر و بیشتر از من دارند، بارها این نکته را گفتند، ما در طرف مقابل جریانی را داریم که به اسم شیعهگری دارد تندرویهایی را انجام میدهد و مصداق آن هم جریان شیرازیها است که همه آن را میشناسیم؛ چه اتفاقی افتاد که این جریان شکل گرفت؟ از کجا نشات گرفته است؟ بله حضرت آقا به درستی فرمودند که این جریان اساساً جریان سنی نیست برای اینکه ما در کشورمان داریم با سنیها زندگی میکنیم، با آنها دوست و رفیق هستیم، من خیلی افراد شیعه را میَشناسم که با سنیها ازدواج کردند، زندگی خیلی خوب و مسالمتآمیزی هم کنار هم دارند، حالا یک اختلافنظر در بعضی از مسائل مذهبی وجود دارد که همه اینها پذیرفتهشده است. الان برخی از استانهای کشور ما سنینشین هستند، اهل سنت و بزرگان آنها در همین انتخابات اعلام کردند که در چهارچوبها هستند و دارند کارشان را پیش میّبرند. یعنی اختلافنظر و دیدگاه اساسی و افتراقی وجود ندارد. اگر اختلافی میبینیم همیشه یک نفر و یک جریان سومی است که به دلیل نفعی که قرار است آنجا ببرد، دارد در بعضی از مسائل میدمد و این نکته ای است که نباید از آن غفلت کرد.
**میتوانیم از جریان شیرازی ها به عنوان جریان شیعه انگلیسی یاد بکنیم؟
زکیزاده: بله جریان شیرازیها که الان به عنوان جریان شیعه انگلیسی است و خیلی از اسپانسرهای آنها مشخص است و مستندات آن در فضای مجازی وجود دارد که از کجا تغذیه میشوند، شبکههای مختلفی که توسط کشور انگلیس و ملکه انگلیس در اختیار آنها گذاشته شده است و پولهایی که به آنها تزریق شده است، تمام اینها موجود است و اتفاق پنهانی هم نیست و مستندات آنها هم وجود دارد و کسی نمیتواند بگوید اینطوری نیست، خودشان پذیرفته اند؛ ولی برای دفاع حرفی برای گفتن ندارند.
**میتوان گفت هر دو جریان به نوعی تولید نفرت میکنند تا کارکردهای بعدی خودشان را پیدا بکنند؟
عرب: بله دقیقاً یکی از کارکردهای رسانهای که در این حوزه انجام میشود، همین است، این تولید نفرتی است که دارد اتفاق میافتد تا بحث افتراق و تفرقه شکل بگیرد و در آن دمیده شود. به یک نکتهای اشاره بکنم، در ریشههای این مساله بخصوص در دهههای اخیر، نمیتوانیم از نقش مدارسی که امروزه در عربستان و در پاکستان به طور مشخص دارند تولید محتوا و دیتا میکنند و بعضاً تاریخ سازی میکنند . نقاطی را میزنند که درست کردن آن خیلی سخت است. به راحتی نمیتوان از نقش آن مدارس گذشت که این نفرتپراکنی را نهادینه میکنند، بعد از لایۀ سطح مدرسه ، تولید محتوا که بالاتر میآید به رسانه میرسد؛ یعنی اساساً رسانههای آنها فیالذات، بماهو رسانه، واقعاً آنقدر تاثیرگذاری و جریانسازی ندارند، جریان را در آن مدارس و در آن لایههای قبلی دارند ایجاد میکنند و در اینجا دارند در آن میدمند.
یک مصداق عرض کردم که میآیند تاریخسازی میکنند و جعل تاریخ میکنند و با این جعل تاریخ وارد یک فطرت پاک میَشوند و یک نقشی را حکاکی میکنند که دیگر در ذهنش آن انسان ، وحدت با شیعیان نمیگنجد!
**بالاخره این جریان میآید و ابتدا بذرهای یک زمینه فکری را میپاشد و بعد محصولی را که میخواهد درو میکند، اینها روی چه حسابی شیعه را کافر میدانند؟ براساس مبانی ما هر کسی که شهادتین گفت و اعتقاد داشت و عمل کرد مسلمان میشود، اینها اساساً با این عنوان که شیعه کافر است، فضای نفرتپراکنی را ایجاد میکنند؟
زکیزاده: من یک مثال تاریخی بزنم… در کربلا چه گذشت؟ همان آدمهایی که جلوی امام حسین(ع) ایستادند و باعث شدند که ایشان و یاران ایشان به شهادت برسند، در مورد ایشان چه فکری میکردند؟
**یک فردی که خارج از دین است.
زکیزاده: بله بله! یک روندی باعث شد آن آدمهایی که مقابل سپاه امام حسین(ع) بودند، به این اعتقاد و باور رسیدند، حالا هر کدام از آنها تقسیمبندی خاص خودش را دارد، بعضیها واقعاً اعتقاد داشتند که امام حسین(ع) از دین خارج شده و این اتفاق افتاده که به ریشههای آن برمیگردد که ممکن است در کودکی یا در هر جای دیگری شستشوی مغزی و اتفاقات دیگر افتاده باشد؛ یک عدهای از این افراد به واسطه وعدههایی که به آنها داده شده، بالاخره ملک ری و امثالهم بود، یک عده از آدمها به واسطه کیسههای طلایی که به آنها داده شد، یک عده از آدمها به واسطه تهدیدها، الان هم همین اتفاقات دارد میافتد، ما وقتی بررسی میکنیم یک بخش عمدهای از جریان اتفاقاتی است که شاید در کودکی افراد و سنین نوجوانی ریشه دارد، ولی الان در بعضی از مناطق کشور ما، در بعضی از برههها اتفاق افتاد و آنها در بعضی از مناطق آمدند از داخلش کشور ما یارگیری کردند و اخبار آن هم منتشر شد و چیز پنهانی نیست. این یارگیری چطور اتفاق افتاد؟ عمدتاً اینها جاهایی رفتند که افراد آنها در فقر بودند، خانوادههای آنها مشکل داشتند و من خبر دارم جاهایی این اتفاق با تهدید افتاد. مثلاً خانواده طرف را تهدید کردند و اینها همه باید یک ریشهای داشته باشد.باید به این روند نگاه کنیم و ببینیم به کجا منتهی میشود و دلیل آن هم چیزهایی است که عرض کردم به جز این ۵، ۶ دلیلی که عنوان شد فکر میکنم دلیل دیگری نداشته باشد و این نقش حکومتها را هم سنگینتر میکند یعنی مثلاً اگر حکومت جمهوری اسلامی میبیند در فلان منطقه سنینشین فقری وجود دارد و یک تهدیدی هم به واسطه آن دارد میآید و این یک تهدید امنیتی است، اولاً وظیفه انسانی و شرعی و عرفی ایجاب میکند که آن مشکل را مرتفع بکند و به طریق اولی وقتی میبیند یک مشکل امنیتی متوجۀ کشور است، بار مسئولیت آن صد برابر میشود، به واسطۀ اتفاقاتی که ممکن است بعدها رخ بدهد.
لذا خیلی خوب است که مسئولین و آقایان در این حوزهها تدبیر جدی داشته باشند و الحمدلله اتفاقات خوبی افتاده است و روند رو به رشد و توسعه است ولی حتماً میطلبد که در این حوزه بیشتر توجه شود.
**الان جریان تکفیر یک بال عملیاتی در میدان دارد و یک بال رسانهای هم دارد، این رسانههای علیه جمهوری اسلامی دارند چه میکنند و چه اهدافی را دنبال میکنند؟
عرب: مقام معظم رهبری میفرمایند مگس روی زخم مینشیند. به نظرم این خیلی گویا است و این شاخصی است که خیلی جاها میتوانیم از آن استفاده بکنیم، بالاخره آقای زکیزاده خیلی زیبا فرمودند که بالاخره ما الان در حکمرانی جمهوری اسلامی ایرانی، مناطقی را داریم که مناطق محروم هستند و مشکلات زیادی آنجا وجود دارد طبیعی است که یکی از بهترین ابزارها، بزرگنمایی این مشکلات و مسائل است که البته در یک قسمت بزرگی از این مسائل، نمیتوانیم از صبغه تاریخی بگذاریم. یعنی جمهوری اسلامی هم میراثدار گذشتهای است که فیالذات در بعضی از مناطق و در بعضی از قسمتها، با یک بضاعت کمی و محرومیت ذاتی، آن را تحویل گرفتیم
اساساً یکی از بهترین راههایی است که میتواند سد این جریان تکفیری باشد، مثلاً مشی شهید حاجقاسم سلیمانی، چه میَشود که وقتی ایشان شهید میشود جمعیتهای عاشق دستهدسته از یمن، از افغانستان، ایران، سوریه، لبنان میآیند؟ این تشییعجنازه باشکوه چطور اتفاق میافتد؟ در سنوات گذشته کشور ما دچار سیل و آبگرفتگی شد، وقتی که شهید المهندس با تجهیزات مهندسیشان از غرب کشور با هماهنگیهایی که انجام شده بود، وارد کشور می شوند، همین جریان تکفیری تبلیغ کردند که ای مردم کجا هستید که اینها آمدند ناموس شما را ببرند؟! اما آنها آمدند خدمت کردند. ابتدا یک جریانی راه افتاد و یک فضای رسانهای را تا حدی توانستند حاکم کنند، اما آن خدمت صادقانه و برادرانه و دستگیری از مردم و خدمت به مردم، بهترین و بالاترین پاسخی است که میشود داد.
**آقای عرب از یک زاویه دیگری به سوال پرداختند. آقای زکیزاده این رسانههای تکفیری چه اهدافی را علیه جمهوری اسلامی دنبال میکنند؟
زکیزاده: رسانههای جریان تکفیری درواقع از یک تکنیک به طور خاص دارند بهره میبرند و تکنیک شبههافکنی و تشکیک است. یعنی دائماً سعی دارند که افکار و عقاید جریان شیعه مورد هجمه قرار بگیرد و به نوعی سعی دارند که آن افرادی را که به نوعی افکار و عقایدشان شاید ریشهدار نباشد را متزلزل کنند . ژانر آنها ژانر وحشت است. آمدند دارند یکسری کشت و کشتار انجام میدهند و این نکته را هم به درستی فهمیدند که تکمیلکنندۀ اقدامات میدانی آنها در دنیای الان فضای رسانهای است . به همین دلیل هم دارند در این حوزه هزینه میکنند.کما اینکه هزینهای که این جریان در حوزه رسانه و فضای مجازی و امثالهم دارد میکند ـ عدد آن را نمیدانم چقدر است ـ ولی در حوزه ما رسانهایها که میدانیم فضا چگونه است، عدد درشتی است، یعنی این حجم از سکوهای انتشار، فضاها، زیرساختها، اگر ما الان بخواهیم یک کار حرفهای انجام بدهیم، کار هزینهبری است . اگر بخواهیم مخاطب روی خبر ما کلیک کند باید برای او هزینه کنیم و وقت و انرژی بگذاریم . اینها دارند این کار را انجام میدهند، یعنی بیشتر از کاری که دارند در میدان انجام میدهند، دارند در حوزه رسانه وقت و انرژی صرف میکنند و این وقت و انرژیای هم که دارند میگذارند، توسط جریان سومی است که خدمت عرض کردم و دارد این وسط نفع میبرد. حالا اینکه چرا دارند از این تکنیک و ژانر استفاده میکنند بحث مفصلی است.
**میتوانیم ادعا کنیم کشورهای انگلیس، آمریکا و صهیونیستهای پشت رسانههای تکفیری هستند؟
عرب: به نظرم رویکرد این کشورها در بهرهبرداری از فضای تکفیر به نظر متفاوت میرسد، یعنی انگلیسیها به نظر یک رویکرد را دارد و آمریکاییها رویکرد دیگری را دارند و عربستان و اسرائیل هم رویکردهای متفاوتی را دارند، چون اصل قصه و جریان تکفیر شاید بیشتر و بزرگتر از فضای جمهوری اسلامی ایران باشد. اما اینها در موضوع ایران قطعاً اشتراک منافع دارند و با یک رویکرد مشترک دارند این بحث را دنبال میکنند .
**رسانههایی که تحت عنوان جریان تکفیری میشناسیم، الان علنی و رو کار میکنند یا به صورت پنهان و با عناوین دیگری کار میکنند؟
زکیزاده: اساساً کار رسانهای ایجاب میکند که شما لایههای مختلف داشته باشید، یک لایه ممکن است خیلی عریان و راحت بیاید مواضعش را اعلام بکند، یک لایه پوششیتر است، فضای یک لایه اصلاً ممکن است متفاوت باشد و در ظاهر هم انتقاداتی را به این جریان وارد کند اما در آن لحظه و بازه زمانی که باید عملیات نهایی را انجام بدهد، دست به اقدامات خودش بزند.
آقای عرب فرمودند هر کدام از این کشورها و دولتها رویکرد خاص خودشان را دارد و به نظر من اینها تقسیم کار کردند. یعنی مثلاً عربستان پول میدهد، یک کشوری سلاح میدهد، یک کشوری ابزار رسانهای میدهد، بعد در کنار این تقسیم کار، تقسیم کار گستردهتری است . مثلاً آنها در مسلک خودشان میگویند که مثلاً ما در سال باید ۶ جهاد داشته باشیم، بعد آن آدمی که در فلان کشور اروپایی است را میکشاند و به کشور سوریه و یا عراق میآورد تا بتوانند کارهای خودشان را پیش ببرند و بعد از آن طرف حمایت مالی خانواده او را انجام میدهد برای اینکه بتوانند کار خودشان را پیش ببرند.
به اعتقاد من اینها پروژه اسلامهراسی را دارند تکمیل میکنند. ما تحلیل محتوای رسانههای جریان غرب را در رابطه با نوع مواجهه آنها با جریان تکفیری را داریم ولی دال اصلی و مرکزی همۀ آنها اسلامهراسی است، اینها مثلاً میگویند گروهک تندروی اسلامگرا، مثلاً شورشیهای مسلمان، وقتی چنین ادبیاتی را به کار میبرند، این در ذهن مخاطب مینشیند که آنها مسلمان هستند. این تکنیک رسانهای است که میگویند مسلمانها دارند سر آدمها را میِبُرند. دیگر مخاطبان بی خبر، نمیبینند که این جریان چیست و از کجا آمده و مخاطب عام تحقیق نمیکند! لذا دال اصلی و مرکزی هستۀ کارهای آنها بر موضوع اسلامهراسی استوار است و دارند کارشان را بر همین مبنا پیش میبرند؛
**بعضی از کشورهایی که ما از آنها یاد میکنیم اساساً نقش خودشان را در شکلدهی اصل جریان و بعد پشتیبانی از رسانههای آنها را تکذیب میکنند، چون ابزار و رسانههای پرقدرتی هم دارند. پاسخ به آنها چیست؟ یعنی ما چه شواهد پرقدرتی داریم که در مقابل آنها عرضه کنیم؟ چون ادعا میکنیم پشت جریان تکفیری و هم رسانههای آنها همین کشورها هستند؟
عرب: برنامه مناظرات انتخابات ریاستجمهوری کشورهای مختلف خیلی فضای خوبی است. چون ناگفتههای همدیگر را میگویند و یا نقاطی را خیلی برجسته میکنند. البته بعضی از این کشورها نه رنگ انتخابات را دیدند و نه میبینند. فرق صندوق و یا سبد رای را با صندوق میوهی مردم اصلاً تشخیص نمیدهند. ولی کشورهایی که مدعی دموکراسی پیشرفته هستند، خودشان در مناظرات به یکدیگر میگویند تو داعش را درست کردی! یعنی خودشان میگویند، قرینه و شواهد از این خیلی قویتر چه میتواند باشد؟! آفتاب آمد دلیل آفتاب. جریانات غربگرا از اساس با اسلام مشکل دارند و اصلاً علت خیزش، جهش و کثرت این رسانههای تکفیری، اسلام عزیز است. چون اسلام دین رحمت و ناجی نهایی است و به همین دلیل همه این تلاش ها می شود تا اسلام هراسی ایجاد کنند.
پس یکی از بزرگترین اهداف آنها اسلام است. چه بهتر از اینکه آنها یک جریانی درست کنند و این جریان هالیوودی سر آدمها را ببرد، آدم را داخل قفس کند و آتش بزند و یا زیر آب کند و از بین ببرد… بعضی وقتها آنقدر آش شور می شود که خودشان از کارهایی که میکنند تبری میجویند. علت اصلی این کار اسلام است. یعنی اسلام عزیز است که شما در نگاه بزرگان، نگاه حضرت امام، مقام رهبری، در نگاه اهل سنت واقعی میبینید که حرف از این رحمت، دین رحمت و اسلام است. در دورهای که قرار گرفتیم بالاخره یک بلایی به نام کرونا نازل شد که شاید بعد از این جهان را به قبل از کرونا و بعد از کرونا تقسیم بکنند. مثلاً در یک کشوری مانند هندوستان مردم بتها را بیرون و داخل خیابان ریختند و با لودر از کف خیابان بت جمع میکردند.قطعاً انسان در چنین فضایی به تنهایی خودش پی میبرد و از آن تنهایی به وحدت خدا میرسد و از آن وحدت به کثرت مخلوقات میرسد و اینجا است که اسلام عزیز و دین رحمانی و دین پیغمبر(ص) خودش را نشان میدهد.
اینجا است که کسانی که میخواهند خاک در خورشید بپاشند میآیند و با این رسانهها و هر ابزار دیگری که بتوانند، سعی میکنند دامن اسلام را آلوده بکنند و به جهانیان نشان بدهند که اسلام این است و همانطور که مقام معظم رهبری فرمودند این حرکات را خودشان شروع میکنند و میخواهند کشورهای اسلامی را گرفتار کنند. اما به خودشان برمیگردد.همانطور که ما دیدیم این جریانات داعشی و تندرو، در آمریکا و اروپا و در همه دنیا به لطف خدا و با زحماتی که کشیده شد، در کشور ما کمحاشیه بود و کمتر اتفاق افتاد. اما اینها تقریباً همان کشورهایی را که به نوعی خودشان این جریانات را به وجود آورده بودند، به همان کشورها برگشتند و آسیبهای زیادی به این کشورها وارد کردند.
**آیا این جریان که هدفش هم فتح فکرها است که از طریق رسانهها عمل میکند، هم دنبال فتح سرزمینی است که تجربهاش را دیدیم، اساساً اینها توان ادارۀ جامعه را با یک تئوریای مثل خلافت دارند یا خیر؟
زکیزاده: تجربۀ دورانی که این جریان حالا در بعضی از مناطق مثل عراق و سوریه حضور داشتند و نحوۀ تعامل آنها با گروههای مختلف و ادارۀ امور، نشان داد که آنها صلاحیت و شایستگی اداره یک منطقه و یا بهزعم خودشان خلافت را ندارند. این جریان آنقدر ضعیف است، آنقدر به نوعی بیعُرضه است که نه تنها نمیتواند این کار را انجام بدهد، بلکه حتی توان ایجاد یک رضایت نسبی رو به پایین هم قطعاً نخواهد داشت.
در مورد نشانههایی که کشورهای غربی در حمایت از این جریان دارند، میخواهم به روایتی که آقای صبا اَناصری استاد علوم سیاسی دانشگاه یورک در تورنتوی کانادا دارند، اشاره کنم. ایشان معتقد است که پیشروی داعش در عراق خودش یکی از پیامدهای اشغال عراق به دست نیروهای آمریکایی بود. این آقا در بصره به دنیا آمده و ایشان میگوید روشی که غرب در برابر بحران خاورمیانه در پیش گرفته است، یک گفتمانی است که مصرف داخلی برای خودشان دارد و ممکن است که کارکرد خارجی نداشته باشد. میگوید به نظر من وقتی رسانههای آمریکایی و اروپایی در خاورمیانه و عراق به موضوع امنیت، سیاست و مسائلی از این قبیل میپردازند، تنها به دنبال این هستند که گفتمانی را برای مصرف داخلی خودشان داشته باشند.
نمونههای آن هم وجود دارد مثلاً برخی از سیاستمداران جمهوری خواه آمریکا میگویند “بحران داعش وسیلهای برای انتقاد از عملکرد اوباما است”. اینها آمدند این فضا را پیش بردند، رئیس آن هم رئیس نمایندگان مجلس آمریکا بود که اوباما را متهم کرد که وقتی داعش در حال پیشروی به سوی بغداد بود، رئیسجمهور در حال چرت زدن بود! این روایت وجود دارد و رسماً عنوان شده است. یا یکی از مشاورین نزدیک به جرج بوش رئیسجمهور پیشین آمریکا با یک لحن انتقادآمیز در شبکه خبری فاکسنیوز میگوید اوباما هر چه آمریکا در عراق رشته بود را پنبه کرد.
بالاخره این فکتها وجود دارد .یا مباحثی که در مناظرات آنها مطرح میشود، افکار عمومی این را میفهمد و الان خیلی از آمریکاییها به این واقعیت پی بردند که ریشه ایجاد خیلی از این جریانها، خود حکومتهای غربی و آمریکا بودند . دلیل آن هم واضح و مشخصی است. چون این کشورها در منطقه خاورمیانه ثروتهای آنچنانی برای خودشان دست و پا کردند و از منابع نفتی این منطقه بهرهبرداریهای کلان کردند. چشمپوشی از این اتفاق به واسطه حکمرانی جمهوری اسلامی ایران در جبهه مقاومت، در سوریه، در عراق کسی منکر نفوذ جمهوری اسلامی ایران است. تفکری که سالهای بعد از پیروزی انقلاب با یک روندی ریشه دواند، یک مدلی مانند بسیج مستضعفین در عراق شکل میگیرد، حشدالشعبی در آنجا تشکل میشود، اینها ریشه در نفوذ گفتمانی دارد و فقط هم یکطرفه نیست، دوطرفه است، من نمیخواهم جریان را خیلی قومی و ایرانی ببینم، هر سال در اربعین چه اتفاقی میافتد؟ از کشورهای مختلف در مراسم اربعین شرکت میکنند و کنار هم راه میروند، عراقیها از ایرانیها پذیرایی میکنند، ایرانیها از عراقیها پذیرایی میکنند و اینها همه ریشه در یک اتفاق بزرگی دارد که شاخکهای کشورهای سوم تیز شده و احساس خطر کردند و وقتی احساس خطر کنند نهتنها داعش بلکه بدتر از داعش را هم به وجود میآورند. الان پروژه داعش شکست خورده، سراغ یک جریان دیگری رفتند و مطمئن باشید که اینها ساکت نمینشینند. حتماً این روند و این جریان ادامهدار خواهد بود و همانطور که در طول تاریخ وجود داشته، ما باز هم شاهد و ناظر این اتفاقات خواهیم بود و ما هستیم که باید تدبیر و مدیریت کنیم و این فضا را به دست بگیریم و اجازه ندهیم این اتفاق بیفتد و زمین بازی باید برای ما باشد.
**همۀ ایرانیها و بسیاری از کشورهای منطقه آنچه را که امروز دارند مدیون حاج قاسم سلیمانی هستند. راهبردی که مردم، دولت و رسانه ملی ما میتوانند در مقابل رسانههای تکفیری داشته باشند؛ چیست؟
عرب: شما فرمودید مردم، دولتمردان و رسانه ملی، الحمدالله همیشه در اکثر وقایع تاریخی مردم ایران درحقیقت نقش خودشان را به خوبی انجام دادند و در دوره اخیر هم با انقلاب اسلامی و بعد هم جنگ و سایر سالهایی که گذشته، به فرموده حضرت امام و مقام معظم رهبری واقعاً ما بهترین مردم را داریم که خیلی وقتها تشخیص آنها شاید از تشخیص خواص ما، خیلی بهتر است. بنابراین نقشی که مردم میتوانند داشته باشند همین نقشی است که دارند، یک زندگی مسالمتآمیز و برادرانه در کنار یکدیگر، بین برادران اهل تسنن و تشیع. اما نقشی که دولتمردان ما باید داشته باشند؛ در این چهل و خردهای سال ما جریان جهاد سازندگی را داشتیم که اساس و وظیفه آن خدمت به محرومین و خدمت در مناطق خاص و صعبالعبور بود. در این سالها حاجعبدالله والیها را داشتیم و در سالهای اخیر اردوهای جهادی و بچههایی که در این حوزهها دارند زحمت میکشند را داشتیم و اینکه مسئولین ما مرکزنشین نباشند و هم بتوانند بروند، درک کنند، لمس کنند و حل کنند. مقام معظم رهبری میفرمایند که” یک وقتهایی یک مسئول نمیتواند یک مشکلی را حل بکند و به هر دلیلی محدودیت دارد، اما میتواند یک لبخند بزند، یک روی باز داشته باشند و بنشیند حرف یک نفر نیازمند را گوش کند و فرد مقابل او سبک شود”. .
**یعنی زمینههای آن فرصتطلبیهای آنها را از بین ببرند.
زکیزاده: در رابطه با نقش رسانهها و عملکرد جریان رسانه، یکی از کارکردهای رسانه اساساً این است که برای افزایش سطح معلومات عمومی تلاش کند. اگر این اتفاق بیفتد به نظرم خیلی از مشکلات دیگر هم حل میشود. متاسفانه ما به واسطه کمبود معلومات رسانهای – فرقی هم ندارد در سطوح مختلف مدیران و مسئولان عالیرتبه هم داریم- طرف نمیداند کدام حرف را باید کجا بزند! یا مثلاً چه واکنشی داشته باشد، یا کدام حرف را باور کند و کدام حرف را باور نکند؟ آن هم در دنیای فضای مجازی و انواع کانالها و اقسام شبکههایی که وجود دارد و این تفکیک خیلی سخت شده است. به نظرم در حوزه سواد رسانهای باید اقدام عاجلی شود و حتماً تدبیر شود.
برنامه امواج شبهه که گفت و گوی تخصصی پیرامون ماهیت شناسی رسانه های معاند فارسی زبان است، روزهای یکشنبه و سه شنبه ساعت ۱۶ به مدت ۶۰ دقیقه به روی آنتن این شبکه به نشانی موج اف ام ردیف ۱۰۳.۵ مگاهرتز می رود.
این برنامه به تهیه کنندگی سیده فاطمه شعار، هماهنگی و گویندگی اکرم اویسی، آیتم سازی الهه مصطفوی و کارشناس مجری بیژن مقدم و دکتر داود فریدپور با مشارکت سرویس هنر و رسانه خبرگزاری فارس تقدیم مخاطبان می شود.
انتهای پیام/